جنسیسلامتی

اختلالات جنسی

شايع ترين اختلالات جنسي مردان

در اين عنوان به طور خلاصه به شايعترين اختلالات جنسي در ميان آقايان، دلايل احتمالي آنها و روش هاي درماني که براي هرکدام موثر شناخته شده مي پردازيم. اختلالات جنسي به عملکرد جنسي فرد مربوط است و با بيماريهاي مقاربتي، بيماريهاي تکامل جنسي و يا انحرافات جنسي تفاوت دارد. اکثر اختلالات جنسي بسته به نوع و دليل بروزشان بايد با همکاري پزشک، روانشناس يا مشاوران زوجها، به صورت همزمان مورد بررسي و درمان قرار گيرد تا نتيجه موفقيت آميز باشد. شايع ترين اختلالات جنسي شناخته شده براي مردان شامل ناتواني جنسي، انزال زودرس، انزال ديررس و يا دردناک، درد به هنگام نزديکي و کاهش ميل جنسي است.

شايع ترين اختلالات جنسي

البته واژه ناتواني جنسي در حال حاضر ديگر استفاده نمي شود و بجاي آن” نعوظ مشکل دار” يا“اختلال نعوظ” مورد استفاده قرار مي گيرد. بر طبق آخرين تعاريف مطرح شده در انجمن جهانيسلامت جنسي، انزال زودرس يا زود انزالي به حالتي گفته مي شود که فرد نتواند زمان به انزال رسيدنش را کنترل کند و يا اينکه به حدي زود به انزال برسد که شريک جنسي اش از ارتباط جنسي لذت کافي نبرد. اين اختلال از شايع ترين دلايل مراجعه به متخصصين گزارش شده است.

تشخيص قطعي اين اختلال با پزشک اورولوژيست (کليه و مجاري ادرار) است. اين اختلال ممکن است بر اثر برهم خوردن تعادل هورموني، مشکل موضعي اعصاب و يا خونرساني در ناحيه تناسلي باشد و يا ريشه عاطفي و رواني داشته باشد. برخي داروها هم مي توانند اثر معکوس بر روي نعوظ داشته باشند. در هر کدام از اين موارد پزشک متخصص مربوطه بايد فرد را مورد درمان قرار دهد. مصرف داروهاي موجود در بازار و يا اينترنت و يا قطع کردن دارو بدون نظر پزشک توصيه نميشود.

بدليل اينکه ممکن است اين داروها با شرايط جسمي فرد هماهنگي نداشته باشد و براي سلامتي فرد خطر ايجاد کند. براي تشخيص و درمان نعوظ مشکل دار قدم اول مراجعه به پزشک است. در مرحله اول بررسي باليني انجام ميشود و تاريخچه سلامتي فرد بررسي ميشود. و آزمايش خوني انجام ميشود که در آن ميزان هورمونهاي موثر در عملکرد جنسي بررسي ميشود.

هورمونهايي چون: پرولاکتين، تستوسترون، تيروئيد و غيره. پس از اين مرحله چنانچه هورمونها نياز به تنظيم شدن داشته باشند داروهاي لازم تجويز ميشود. در صورتي که ميزان هورمونها طبيعي بود، قدم بعدي اين است که پزشک و بيمار تصميم بگيرند که بر اساس مشاهدات باليني و تجربه فرد آيا احتمال اختلال در خون رساني آلت تناسلي وجود دارد يا خير. چنانچه هر دو به اين گمان رسيدند، فرد براي آزمايش بعدي ارجاع داده ميشود که سونوگرافي ازنحوه جريان خون در آلت تناسلي است.

معمولا براي انجام اين آزمايش تزريق وضعي انجام ميشود که به روشن تر شدن نتيجه آزمايش کمک ميکند. در اين حالت اگر نتيجه اين باشد که اختلالي در سيستم خونرساني آلت وجود دارد، بسته به نوع اين اختلال (مثلا آيا مشکل در ورود خون به آلت است يعني فرد اصلا حالت نعوظ پيدا نميکند و يا در اينکه خون سريع از آلت خارج ميشود بنابراين فرد نميتواند نعوظ خود را حفظ کند) مصرف داروهايي چون وياگرا زير نظر پزشک مي تواند بسيار مفيد باشد.

استفاده از حلقه هاي نگهدارنده در پايه آلت تناسلي هم ميتواند مفيد باشد. کاندوم هم در نگهداري بيشتر نعوظ مي تواند کمک کننده باشد چون باعث ميشود که خون ديرتر آلت را ترک کند. تزريق موضعي هم جزو درمانهايي است که براي ايجاد نعوظ مفيد است. در برخي موارد فرد نياز به انجام آزمايشات پيشرفته تر دارد. مثلا اگر فرد به هر دليلي از جمله وارد آمدن ضربه به ناحيه تناسلي و يا در نتيجه درمانهايي که براي برخي سرطان ها استفاده ميشود و غيره، دچارکم احساسي در ناحيه تناسلي شود بايد آزمايشات مربوط به اعصاب ناحيه تناسلي را انجام داد و درمانهاي لازم براي آن را پيش گرفت.

بعضي اوقات هم ممکن است جراحي اعصاب و عروق پيشنهاد شود که بسته به شرايط فرد ميزان موفقيتهاي متفاوتي خواهد داشت. برخي اوقات پس از بررسي باليني اوليه پزشک فرد را به متخصصان مربوطه ديگر ارجاع مي دهد. به عنوان مثال اگر فرد نعوظ صبحگاهي دارد و در هنگام خودارضايي هم مشکلي ندارد اما در حين نزديکي با شريک جنسي اش دچار مشکل نعوظ مي شود بهترين نتيجه را از مراجعه به روان درمانگر جنسي و انجام تمرين هاي داده شده خواهد گرفت.

اين کار بايد پس از انجام معاينات پزشکي لازم و اطمينان از سلامت فيزيولوژيک توسط پزشک انجام شود. در ايران نقش روان درمانگران جنسي را روانپزشکان بر عهده دارند. اما معمولا چون افراد به دنبال راه حل هاي سريع هستند درمانهاي پزشکي را ترجيح ميدهند. مشکل نعوظ جزو اختلالات جنسي است که تا درصد قابل توجهي قابل درمان است.

يعني چنانچه از يک طريق نتوان مشکل را حل کرد راه ديگري وجود دارد. در همين جا تاکيد مي کنم که سرکوفت زدن و تحقير کردن فردي که دچار نعوظ مشکل دار است اصلا کمکي به حل مشکل نمي کند و متاسفانه در جوامعي که مردها بايد به عنوان فردي قوي و بدون نقص هميشه مهار زندگي را در دست بگيرند، اين فشار چندين برابر است. انزال ديررس و فقدان انزال يعني حالتي که فرد ديرتر از زماني که ميخواهد به انزال ميرسد و يا در درصد بسيار کمي از افراد حالتي است که انزال اتفاق نمي افتد. اين حالت ممکن است هميشگي باشد و يا تنها در مواقع خاصي اتفاق بيافتد.

که مراحل تشخيص و درمان آن تقريبا شبيه به مورد بالا است. يعني فرد ابتدا به پزشک (معمولا اورولوژيست) مراجعه ميکند و بعد از آزمايشات و معاينات کافي تحت درمان قرار ميگيرد و يا در صورت لزوم به متخصص ديگري ارجاع داده ميشود. بعضي اوقات اين اختلال ناشي از مسائل عاطفي زوج ها است و يا ريشه درمسائل روحي و تربيتي فرد دارد. يعني مثلا فرد بطور ناخودآگاه از بچه دار شدن ترس دارد و همين باعث ميشود که انزال ديررس را تجربه کند و يا اختلافات زناشويي باعث عصبانيت و دلخوري فرد از همسرش شده و فشار روحي اين قضيه اين اختلال را سبب شده است.

برخي اوقات هم فرد دچار اختلال فيريولوژيک است و يا مجموعي از اين شرايط. اشخاصي که اصلا به انزال نميرسند بايد تحت بررسيهاي پزشکي قرار بگيرند. اين حالت ممکن است دلايل متعددي داشته باشد مثلا به دليل اين باشد که مايع مني بجاي خروج از آلت، به داخل برميگردد و يا ممکن است اصلا توليد نشود.

در هرصورت مشورت با پزشک اورولوژيست (متخصص کليه و مجاري ادرار) قدم اول براي تشخيص علت اين اختلال است. اختلال بعدي کاهش ميل جنسي است. اين اختلال هم ميتواند به سبب بر هم خوردن تعادل هورموني مثلا کم بودن هورمون تستسترون، اختلال کارکرد مغز بطور خاص غده هيپوتالاموس و يا مشکلات عاطفي- رابطه اي و يا رواني باشد.

معمولا اين اختلال بايد زير نظر متخصصين علوم پزشکي و روان شناختي توام درمان شود تا بهترين نتيجه را بدهد. برخي داروها از جمله بعضي انواع داروهاي ضد افسردگي ميتواند روي ميل جنسي افراد نقش معکوس داشته باشند. اما هرگونه تغيير در مصرف اين داروها بايد زير نظر پزشک مربوطه انجام شود.

شايع ترين اختلالات جنسي در زنان
در اين عنوان بطور خلاصه به شايعترين اختلالات جنسي در بين زنان، دلايل احتمالي بروز اين اختلالات و روش هاي درماني که براي هر کدام موثر شناخته شده مي پردازيم. شايع ترين اختلالات جنسي شناخته شده براي زنان شامل کاهش ميل جنسي، ديسپاروني (آميزش دردناک)، واژينيسموس (انقباض دردناک و غيرارادي ماهيچه هاي واژن به هنگام دخول) و نرسيدن به اوج لذت جنسي (يا ارضا نشدن جنسي) است. ديسپاروني (آميزش دردناک): ديسپاروني حالتي است که فرد در هنگام آميزش دچار درد ميشود.

اين درد ممکن است در بدو ورود آلت مردانه به واژن يا در مراحل مختلف در طول دخول ايجاد شود. اين حالت درجات متفاوتي دارد و نسبت به اينکه در چه زماني پس از شروع نزديکي و در کجا فرد احساس درد مي کند، دلايل و درمانهاي متفاوتي دارد. يکي از دلايل شايع درد هنگام آميزش براي زنان خشکي واژن است. اگر خانم به هر دليل آمادگي دخول را نداشته باشد، اين عمل مي تواند بسيار دردناک باشد. در اکثر موارد خشکي واژن به دليل نداشتن پيش نوازي کافي است، يعني خانم اين فرصت را پيدا نکرده که از نظر جسمي به محرک هاي جنسي پاسخ دهد و محيط واژن به اندازه کافي لغزنده نيست.

از جمله دلايل و شرايط ديگري که ميتواند باعث خشکي واژن شود داروهايي است که فرد مصرف مي کند. در اين مورد مشورت با پزشک و يا مطالعه در مورد دارويي که مصرف مي کنيد، مي تواند مفيد باشد. معمولا منابع خوبي در اينترنت در مورد داروهاي مختلف وجود دارد. از دلايل ديگر ديسپاروني يا آميزش دردناک، مي توان به جراحات و ضربه هايي که در طول زمان به آلت تناسلي وارد شده، سابقه آزار جنسي، دوران پس از زايمان، دوران عادت ماهانه، بيماري هاي ناحيه تناسلي و برخي از سرطانهايي که اعصاب آن منطقه را تحت تخريب قرار داده و نيز بيماري هاي مقاربتي درمان نشده اشاره کرد.

برخي از پزشکان آميزش دردناک را جزو دسته اختلالات جنسي نمي دانند و برخورشان با بيماراني که از اين حالت رنج مي برند، توام با شناخت کافي نيست. در اين موارد توصيه مي شود به پزشک ديگري مراجعه کرده و پيش از انجام معاينه، دردناک بودن ناحيه تناسلي خود را براي او بازگو نماييد. گاه ضرورت دارد، روان درماني هاي لازم پيش از انجام هر گونه معاينه اي صورت پذيرد. حالت ديگري که افراد با آن روبرو مي شوند درد در هنگام دخول است.

اين حالت ميتواند به دلايل متعددي باشد که شايع ترين آنها عبارتند از: عفونت هاي دستگاه تناسلي و دهانه رحم، بيماريهاي مقاربتي درمان نشده، همزماني نزديکي و زمان تخمک گذاري، و در نهايت آماده نبودن فرد از نظر جسمي. مورد آخر دليل مراجعه درصد زيادي از زنان است بخصوص در اوايل برقراري رابطه جنسي. وقتي که زوج ها براي پيش نوازي صرف مي کنند، صرفا جنبه عاطفي ندارد. در بدن زني که براي داشتن رابطه جنسي آماده ميشود، تغييراتي صورت مي گيرد که دخول را ساده تر مي کند.

علت اين است که بدن زنان طوري طراحي شده که در هنگام دخول حداکثر آمادگي را براي باردار شدن فراهم کند، بنابراين وقتي که خانمي آمادگي لازم را بر اثر پيش نوازي پيدا مي کند، رحمش به سمت بالا کشيده مي شود و اين کار به طول واژن اضافه مي کند تا توانايي گنجايش آلت مردانه را داشته باشد. در اين حالت ديواره هاي واژن پر خون شده و مواد لغزنده اي را ترشح مي کنند که دخول را آسانتر مي کند. اين ديواره ها بر اثر پيش نوازي مناسب از يکديگر جدا شده و جاي دادن آلت مردانه را در واژن ساده تر مي کنند.

بنابراين مي بينيم که پيش نوازي خوشايند و به مقدار کافي تا چه حد مي تواند در کيفيت رابطه جنسي تاثير داشته باشد. واژينيسموس (انقباض دردناک و غيرارادي ماهيچه هاي واژن به هنگام دخول): در اين حالت هرگونه دخولي به واژن به شدت دردناک و حتي غيرممکن است، حتي انگشت خود فرد. در اين مواقع معاينات زنان و زايمان هم با مشکل روبرو مي شود چون بيمار حتي از فکر اينکه وسيله معاينه به واژن وي وارد شود وحشت دارد.

چون اين اختلال جزو گروه اختلالات مربوط به درد است و تعريف هر فرد در مورد ميزان دردي که تجربه مي کند با فرد ديگر متفاوت است، بنابراين نحوه برخورد پزشک و اطرافيان اين افراد در طول مدت درمان نقش بسزايي دارد. اولين مرحله در درمان اين اختلال باور کردن مريض و احساس درد وي است. پس از آن پزشک (در ايران) يا روان درمانگر جنسي به همراهي شريک جنسي فرد درمان را شروع مي کنند. به اين صورت که فرد يک سري از ابزاري را دريافت مي کند که مانند انگشت است و معمولا از اندازه انگشت سبابه تا اندازه آلت مردانه را دارد.

فرد هر هفته وارد کردن يکي از اين ابزار را به همراه تمرين هاي تمرکز و آرام کننده اعضاي بدن به داخل واژن تمرين مي کند تا زماني که آخرين اندازه هم بدون درد وارد واژن شود. پس از آن به تدريج ورود آلت مردانه را به واژن تجربه ميکند. اين مرحله بايد بسيار آهسته و با توجه به پذيرش بيمار انجام شود. درمان واژينيسموس بسته به عوامل مختلف مي تواند تا بيش از يک سال طول بکشد. براي افرادي که به دنبال راه حل هاي سريع تر هستند درمانهايي چون نزديکي کردن آقا با خانم در حالي که خانم توسط پزشک بيهوش شده و يا فلج کردن عضلات اطراف و دهانه واژن با تزريق موادي چون بوتاکس در ايران گزارش شده که در دراز مدت نه تنها اثر بهتري ندارد بلکه متواند اثر بسيار مخربي روي روابط زوج ها و تصويري که زن از خودش دارد بگذارد.

اين روش ها توصيه نمي شود. چنانچه زوج تنها با هدف بچه دار شدن مي خواهند اين اختلال را بر طرف کنند، مي توانند از لقاح با واسطه استفاده کنند يعني مايع مني مرد را به وسيله ابزاري مثل قطره چکان بلند وارد واژن زن کنند و آميزش را به طور مصنوعي انجام دهند. اين مسئله جنبه روحي و رواني دارد و نه جسمي (به جز موارد انگشت شماري که گزارش شده جراحات و ضربات وارد آمده به ناحيه تناسلي موجب بروز اين مشکل شده).

به عنوان مثال زني که در دوران کودکي اش به او گفته شده که ناحيه تناسلي اش مي تواند محل آبروريزي و گناه باشد و مرد ها مي توانند آسيب جبران ناپذيري به پرده بکارت او وارد کنند، در آغاز زندگي مشترک ممکن است چنين مشکلي را تجربه کند. واژينيسموس بيشتر در بين زوجهايي گزارش شده که در فرهنگ و يا مذهبشان رابطه جنسي پيش از ازدواج شديدا منع شده و در عين حال بر تشکيل خانواده و داشتن فرزند تاکيد شده است.

به عنوان مثال تازه ترين مقالات منتشر شده در پزشکي حاکي از شيوع اين اختلال در ترکيه (مسلمان) و اسرائيل (يهودي) داشته است.

نرسيدن به اوج لذت جنسي (ارگاسم): اين اختلال به حالتي گفته ميشود که رسيدن فرد به اوج لذت جنسي با تاخير توام باشد و يا اينکه فرد اصلا اوج لذت جنسي را تجربه نکند. اين حالت کم و بيش در زنان اکثر مناطق جهان ديده مي شود. دليل اين مسئله آن است که دختران از کودکي به حجب و حيا تشويق مي شوند.

زماني که همان دختر وارد رابطه مي شود و حالا به عنوان يک زن و شريک جنسي هم بايد وظايفي را انجام بدهد، شکستن حريمي که در آن در ساعاتي از شبانه روز فرد بايد حجب و حيا را کنار گذاشته و از رابطه جنسي با همسرش لذت ببرد خيلي دشوار است. اين طرز فکر که نهادينه شده، نمي تواند مانند يک کليد روشن و خاموش بشود.

بنابراين فرد نمي تواند مهارهاي ذهني اش را بشکند و گاهي حتي اگر لذت هم ببرد نمي تواند و يا نمي خواهد آن را بروز دهد، از ترس اينکه مورد قضاوت قرار بگيرد و متهم شود که زن سبک و هرزه اي است. بنابراين به مرور اين حالت رابطه جنسي را براي فرد از يک حالت خوش آيند به حالت وظيفه و بعضا توام با ترس تبديل مي کند. ترس از اينکه مبادا عکس العملي نشان بدهد که همسرش تصور کند او هرزه است. در ابتداي شکل گيري رابطه جنسي هم اغلب اين ترس وجود دارد که مبادا فرد متهم به اين شود که پيش از اين رابطه جنسي ديگري را تجربه کرده است و براي همين مي داند که چطور بايد در يک رابطه جنسي با طرف مقابل برخورد کرد و لذت هم برد.

مورد بعدي که ميتواند باعث اين اختلال شود تاثير معکوس بعضي از داروها بر روي مکانيسم مغزي افراد است. بطور مثال پژوهش ها گزارش داده اند که بعضي از داروهاي ضد افسردگي ميتوانند بر روي رسيدن خانمها به اوج لذت جنسي اثر منفي بگذارند. اگر فرد متوجه اين تاثير شد بايد به پزشک خود مراجعه کند تا در صورت امکان دارو را تعويض کنند و يا مقدارمصرف آن را تغيير دهند اما حتما بايد اينکار توسط پزشک متخصص انجام شود و گرنه در دراز مدت تاثيرات داروي جديد و يا قطع سرخود دارو ميتواند موجب آسيب به فرد شود.

با تمامي اين تفاصيل مي بينيم که نقش آقايان در حل اختلالات جنسي خانمها تا چه حد ميتواند موثر باشد. اگر زني احساس راحتي کند و نگرانيهاي خود را بدون ترس از اينکه مورد قضاوت قرار بگيرد با شريک جنسي اش مطرح کند، درصد دچار شدنش به اين اختلالات و يا طولاني شدن درمانش تا حد زيادي کاهش پيدا ميکند.

کاهش ميل جنسي: در مطالعات انجام شده و مشاهدات باليني در آمريکاي شمالي بيشترين دليل مراجعه در بين خانمهاي 18 تا 59 ساله را اين اختلال تشکيل مي دهد. کاهش ميل جنسي بر اثر عصبانيت و ناراضي بودن فرد از کل رابطه، خستگي و استرس ممکن است به وجود آيد. در اين مورد همدلي زوج ها و حمايتشان از هم مي تواند راه گشا باشد. در مرحله بعد مشاورين زوج ها و روان درمانگران جنسي هم مي توانند مفيد باشند. تنها اين نکته را بايد يادآور شد که استفاده از رابطه جنسي به عنوان حربه در مقابل شريک جنسي خيلي معقولانه نيست و باعث کدورت بيشتر زوج ها از هم مي شود. وادار کردن فردي که با کاهش ميل جنسي روبرو است براي داشتن رابطه جنسي هم اصلا کمکي به شرايط نمي کند.
برخي از داروهاي ضد بارداري هم ميتوانند باعث اين حالت شوند مثلا برخي از انواع قرصهاي ضدبارداري و يا کپسول هاي زير پوستي در گزارشات نام برده شده اند. در اين صورت فرد با مشورت پزشک ميتواند وسيله جلوگيري اش را تغيير دهد. اما تا زماني که از وسيله جلوگيري جديد مطمئن نشده ايد، بهتر است داروي قبلي را قطع نکنيد تا دچار بارداري ناخواسته نشويد.

معمولا اگر زني به اختلال در ارگاسم دچار باشد و اين مساله مزمن شود، ممکن است بعد از مدتي دچار اختلال جنسي ثانويه شود که همان کاهش ميل جنسي است. توضيح ساده اين قضيه آن است که انسان دوست دارد کاري را انجام بدهد که از آن لذت ميبرد. اگر فرد براي مدت ها رابطه جنسي داشته که برايش خوشايند نبوده، بطور طبيعي از برقراري آن خودداري مي کند و يا نسبت به آن تمايلي نشان نمي دهد.

بنابراين اين مهم است که حتي اگر از طريق دخول به ارضا نرسيديد با تحريک کليتوريس به اوج لذت جنسي برسيد که مغز خاطره خوبي را از رابطه جنسي به ياد بياورد و هر بار نااميد از دريافت لذت نباشد. صميميت زوج ها (بوسيدن، نوازش کردن، در آغوش گرفتن و غيره) بعد از هر بار برقراري ارتباط جنسي هم بسيار مهم است. اينکه زوج ها بدانند که تنها براي رابطه جسمي شان مورد توجه هم نبوده اند و بعد از آن هم به عنوان دو همسر و شريک زندگي براي هم عزيز هستند.

اين مسئله براي خانم ها بخصوص بسيار مهم است. در برنامه درگوشي ها نمي توان روند پيشرفت تک تک مخاطبين محترم برنامه را دنبال کرد. به همين دليل پيشنهاد مي کنيم براي بررسي دقيق تر اختلالات جنسي خود و يا شريک جنسي تان از متخصصيني که در محل زندگي تان هستند کمک بگيريد. اميدوارم با اطلاعاتي که در برنامه ها مطرح شده در انتخاب متخصصين حاذق و مربوطه راحت تر عمل کنيد.

 

منبع:دلگرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *