پرخاشگری از دید روان شناسان

علل پرخاشگری و مقابله با پرخاشگری

پرخاشگري ( aggression ) عبارتست از رفتاري كه هدف آن صدمه زدن به خود يا به ديگري مي باشد در اين تعريف قصد و نيت فرد مهم است . يعني رفتاري پرخاشگري محسوب مي شود كه از روي قصد و عمد براي صدمه زدن به ديگري يا به خود انجام گرفته باشد پرخاشگري به منظور توصيف محموعه اي از رفتارهاي برون ريزانه مورد استفاده قرار مي گيرد كه در همه آنها مشخصه ي تجاوز به حقوق افراد ديگر اجتماع و تأثير آزارنده ي اين رفتار مشترك است . اعمال پرخاشگرانه شامل رفتارهاي جسمي و كلامي پرخاشگري نظير تهديد كردن ، مشاجره ي لفظي و… همچنين ويراني دارايي است .
برخي از روان شناسان پرخاشگري را رفتاري مي دانند كه به ديگران آسيب مي رساند يا بالقوه مي تواند آسيب برساند . پرخاشگري ممكن است بدني ، لفظي يا به صورت تجاوز به حقوق ديگران باشد اين روانشناسان بين پرخاشگري وسيله اي و پرخاشگري خصمانه تمايز قائل شده اند .
صاحب نظران حوزه علوم اجتماعي در مورد پرخاشگري به دو گروه تقسيم شده اند گروهي معتقدند كه پرخاشگري ذاتي و فطري است و گروهي ديگر آن را حاصل عوامل اجتماعي در نتيجه اكتسابي مي دانند و هر دو گروه براي تائيد نظريات خود شواهد و دلايلي را مطرح مي كنند .اين پژوهش در نظر دارد با بيان تعاريف و ديدگاههاي مختلف به بررسي و شناسايي علل پرخاشگري دانش آموزان پايه سوم راهنمايي و دورة متوسطه شهرستان زرين شهر بپردازد
2 – بيان مسئله : ( مسئله تحقيق ، بايد با توجه به يافته هاي حاصل از پژوهشهاي مرتبط با مسئله مورد بررسي ، تنظيم و ارتباط بين متغيرهاي موردمطالعه دقيقاً بيان شود . )
اولين سؤالي كه در مورد رفتارهاي نابهنجار افراد خصوصاً مشكلات رفتاري – ايذائي از جمله پرخاشگري مطرح مي شود اين است كه علل پرخاشگري چيست ؟
از مطالعه و بررسي علل پرخاشگري دانش آموزان منطقه و استفاده از نظريات صاحب نظران علوم اجتماعي و ورانشناسي و يافته هاي محققين مي توان به عوامل شخصيتي ، عوامل آموزشگاهي ، عوامل اجتماعي و عوامل خانوادگي بعنوان علل پرخاشگري دانش آموزان منطقه زرين شهر نامبرد در زير توضيحاتي در اين خصوص بيان مي شود .

الف : علل شخصيتي :
شخصيت امكان پيش بيني آنچه را كه فرد در موقعيتي خاص انجام خواهد داد فراهم مي كند.
با توجه به نظريات سزار لمبروزو جرم شناس و پدر مردم شناسي جنايي ايتاليا ميان نقص بدني از يك سو و جنايت از سوي ديگر رابطه نزديكي وجود دارد .
آيزنگ مدعي است كه بين ويژگيهاي شخصيتي چون برون گرايي و رفتار انحرافي رابطه وجود دارد فرد برونگرا ماجراجو و مغرور است ، سريعاً واكنش نشان مي دهد . تمايل به پرخاشگري دارد ، زود از كوره به در مي رود ، احساسات وي در كنترلش نيست . او بدون تأمل و انديشه عمل مي كند.
سازمان رواني فرد به گونه اي است كه براي هر عامل تهديد كننده اي از خود واكنش نشان مي دهد و معمولاً يكي از رايج ترين واكنشها به نا امني ، پرخاشگري است همچنين ناكامي هسته مركزي شخصيت آدمي را مورد تعرض قرار داده و ويران مي كند.
نداشتن وضع روحي مطلوب به دليلي ابتلا به برخي بيماريهاي روحي و رواني بحرانهاي ناشي از دوره بلوغ و برخي خصوصيات رفتاري افراد از جمله اضطراب و هيجان ، احساس حقارت ، غرور و … موجب بروز پرخاشگري مي شود .
ب _ علل خانوادگي:
سختگيري ها ، خشونت ها ، سرزنش ها و تحقيرهاي والدين مستبد اثرات مخرب و جبران ناپذيري بر روي ساختار شخصيتي كودكان و نوجوانان باقي مي گذارد و احساس بي كفايتي ، ترس و انزوا و گوشه گيري ، ناتواني در برقراري روابط عاطفي و اجتماعي ناسازگاري و پرخاشگري و … مي تواند زاييده چنين رفتارهاي ناسنجيده و نابخردانه والدين باشد.
بر اساس يك تحقيق 46 % بزهكاران جامعه ما در خانواده هاي بي قيد و بند زندگي مي كرده اند. در تحقيق ديگر 75 % پسران پرخاشگر از وجود پدر محروم بوده و يا الگوي فردي براي يادگيري نداشته اند. الگوهاي خانوادگي نيز بار فتار پرخاشگرانه ارتباط دارد.
ج _ علل آموزشگاهي :
پژوهش هاي انجام شده حاكي از ارتباط پرخاشگري با مشكلات يادگيري است …
پرخاشگري با پيشرفت تحصيلي ضعيف و ناكامي در مدرسه همراه مي باشد.
پرخاشگري واكنش كلي نسبت به ناكامي است هر چند افراد هميشه پاسخهاي پرخاشگرانه آشكار از خود نشان نمي دهند و آنها را در وجود خود سركوب مي كنند . مثلاً پسري كه بوسيلة يكي از همكلاسان خود مورد اهانت قرار گرفته ، غالباً به طور فيزيكي به او حمله ور مي شود .
زد و خوردها و دعواهاي حياط مدرسه خود نشانه هايي از اين پرخاشگري ها است .
د_ علل اجتماعي:
پرخاشگري ناشي از ناكامي هاي بنيادي يا يادگيري و مشاهدات محيطي است.
تحقيقات بندورا نشان داده است كه پرخاشگري كاملاً جنبه تقليدي دارد و از راه مشاهده كسب مي شود.
طرد يا روشهاي انضباطي غلط در افزايش پرخاشگري نقش داشته اند.
با توجه به فزوني پرخاشگري در جامعه صنعتي و شهري امروزي ، برخي براي توجيه اين پديده وسايل ارتباط جمعي را مسئول مي دانند زيرا فيلم ، مجله ، روزنامه ، كتاب ، تلويزيون ، ويدئو ، ماهواره حاوي تصاوير و و مطالبي است كه در ان اشاره به خشونت ، تهاجم و جنايت بسيار ديده مي شود.
يك تحقيق مهم در اين زمينه نشان داده است كه نه زندگي خانوادگي يك پسر ، نه عملكرد مدرسه اي و نه زمينه خانوادگي وي ، بلكه مقدار برنامه هاي خشن تلويزيوني كه در نه سالگي تماشا مي كرده است تنها و مهمترين عامل تعيين كننده ميزان پرخاشگر بودن او در 10 سال بعد يعني سن 19 سالگي بوده است .

منبع :www.zibaweb.com


نویسنده مطلب:




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.